زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 4 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

بهداشت نوبت هشتم

دوباره سلام مامانی   امروز با عمو محسن رفتیم بهداشت چند نفر جلومون بودن بنده خدا عموجون تو هوای گرم دهن روزه منتظرمون شدن...و من خیلی شرمنده شدم   خداروشکر فشارم 10 بود وزنمم خوب بود ... صدای تالاپ تلوپ قلب نازنینت رو هم شنیدم.... خانوم ماما هم گفتن اگه تا هفته دیگه دنیا نیومدی دوباره برم اگه دنیا اومدی سه روزت که شد ببرمت برای چکاپ منم گفتم اطاعت امر و خداحافظی کردم   حالا دختر قشنگم ازت میخوام از خدا بخوای که شما رو دیگه بغلم بزاره   نمیدونی چقدر دلم برات تنگههههههههههه دوستت دارم قشنگم     ...
17 تير 1393

تنها 1 هفته تا پایان 40 هفته

سلام گل دختری   امروز سه شنبه 17 تیر ماه 1393 شما 39 هفته ات کامل شده ... (9 ماه و 1 روز)   زهرای من فقط یه هفته از چـــــــــــــــــــــــــــــهل هفته مونده...کی باورش میشد که اینقده زود بگذره البته همچین هم زود نگذشته هاااااا ولی چون بالاخره گذشته آدم اینجوری احساس میکنه   دختر گلم دایی هم برگشتن بیرجند   حالا بیا دیگههههههه  تا شما بیای باباجونم میاد   دختر گلم زیاد منتظرم نزار عزیز مادر   از شمارش معکوس مون هم فـــقـــطــ     روز مونده   مامانی دورت بگرده بوووس     ...
17 تير 1393

فقط 7 روز

سلام دختر ماه مادر   عزیز دلم امروز دوشنبه 16 تیر ماه 1393 شما نه ماهه تو دل مامانی .....   دختر قشنگم ، فرشته آسمونی من تا تاریخ زایمان و انشاالله وصالمون   فـــقـــطـ     روز مونده   دختر گلم حال مادر جون خداروشکر خوبه دایی هم انشا الله امروز یا فردا از مشهد میان خداروشکر آنژیو جواب داده و دیگه مشکلی نیست بابایی هم بهم گفتن که آخر هفته میان   پس بیا دخترم بیا زهرای من که برای در آغوش کشیدنت بی تاب بی تابمـــــــــــــــ     ...
16 تير 1393

فقط 8 روز

سلام مامانی   هنوز که نیومدی ....   امروز یک شنبه 15 تیرماه 1393 شما 38 هفته و 5 روز (8 ماه و 30 روز) سن داری عزیزکم   و تا وصال و در آغوش کشیدنت   فــــقــــطــ     روز مونده   من امید دارم تا اخر همین هفته بیای   پس بیا و من رو منتظر نذار دلبندم         ...
15 تير 1393

فقط 9 روز

سلام دختر گلمممم   امروز شنبه 14 تیر ماه 1393 شما 8 ماه و 29 روز و یا 38 هفته و 4 روزه تو دل مامان مهمونی   خداروشکررررر روزای آخر مهمونیهههههههههههه   فـــقـــطـــ روز مونده     ...
14 تير 1393

شمارش معکوس تا زمینی شدن

سلام جیگر گوشه   امروز جمعه 13 تیر 1393 شما تو دل مامان 38 هفته و 3 روزه مهمونی(8 ماه و 28 روز)   و تا تاریخ زایمان مامانی که دکتر و بهداشت بهش دادن فــــــــــقــــــــــطـــــ       روز مونده   واسه گرفتنت بی تابــــــــــــــــــم عشقــــــــــــــــــــم     ...
13 تير 1393

تنها 2 هفته تا پایان 40 هفته

دوباره سلام عسلم   مامانی امروز 38 هفته ات کامل شده و فقط دو هفته تا پایان 40 هفته مونده(8 ماه و 25 روز) اگر چه که ممکنه زودتر یا دیرتر بیای   همون خدایی که تو رو بهم هدیه داده و برام نگهت داشته هر وقت صلاح بدونه شما رو بغل من میزاره   فقط چند تا چیز از خدا میخوام 1.مادر جون یه مقداری بیحالن زودی خوب شن(انشا الله) 2.مرخصی های بابایی درست شه که بتونه بیاد برای تولد شما 3. دایی مهدی هم هر چه سریعتر قبل دنیا اومدن شما خوب شن که خیال مادر جون از دایی راحت شه و موقع دنیا اومدن شما دل نگرون دایی نباشن(عزیز دلم برای دایی هم دعا کن مثل اینکه باید به مشهد یا شیراز اعزام بشن...دعا کن هر چه سریعتر خوب شن)...
10 تير 1393

بهداشت نوبت هفتم

سلام دختر مامان خوبی گلم؟   اومدم گزارش بهداشت رو بدم و برم   امروز سه شنبه 10 تیر 1393 شما 38 هفته ات کامل شده خداروشکرررر   من و شما امروز صبح با هم رفتیم بهداشت دو نفر جلومون بودن ... با اینکه با اتوبوس رفته بودیم ولی کلی خسته شده بودیم   بالاخره نوبتمون شد و رفتیم داخل اتاق اول رفتم رو وزنه خداروشکر وزنم خوب بود بعدش فشارم رو گرفت که اونم بد نبود بعدشم صدای قلب نازنین شما رو شنیدم و کلی خانم ماما ازت تعریف کرد گفت نی نی خوبی داری سرش رفته تو لگنت زیاد درشت نیست انشا الله زایمان راحتی هم خواهی داشت منم کلی خوشحال شدم چون هفته پیش که رفته بودم گفت سرش هنوز تو لگنت نیومده ...
10 تير 1393

سلام بر ماه میهمانی خدا

سلام دختر گلم   امروز یک شنبه 8 تیر ماه 93 شما 37 هفته و 5 روزه (8 ماه و 23 روز) که تو دل مامان تشریف داری و انگار حالا حالا ها میخوای بمونی و البته اول ماه رمضون ، ماه مهمونی خدا ، ماه زمینی شدن شما (انشا الله)هم هستش   نمیدونی چقدر انتظار این ماه رو میکشیدم و امروز از این بابت خوشحالم   اگرچه که نمیتونم روزه بگیرم و حال و هوای ماه رمضون رو ندارم ولی کلی ذوق دارم و هر روز که تموم میشه خدامو شکر میکنم که یه روز به اومدن شما نزدیک تر شدم...انگار همین دیشب بود که به بابایی پیام دادم و بابت ورودمون به ماه تیر ، ماه اومدن شما بهش تبریک گفتم ولی حالا 8 تیر شده...خداروشکرررر   دیروز رفتم دکتر .....
8 تير 1393